تاریخ زبان - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:13
از اول هم با تاریخ مشکل داشتم. مگر نه کمترین نمره ی ترم اولم نمیشد تاریخ ادبیاتی که به ضرب و زور ده بتوانم تاریخ ادبیات دو را با هم باشیم! مگر نه با علی قریب بیهقی زار نمیزدم! و مگر نه تاریخ تولدت به روز و ماه و سال نمیشد رمز اول و دوم چندمم... دستور هم همینطور! جز دستور چشم هات و عشقت. مگر نه چیست ...
قامت رعنات - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:13
«سلام. متاسفانه اعتراض شما وارد نیست. موفق باشید.» یادت افتادم باز! ولی من نه این رد و استنکافت رو قبول دارم و نه موفقیتِ این دعات رو... حالا خودت بهتر می دونی دیگه.. #حب_و_بغض #به_گلستان_بنگرم_دعواتو_وینم
باز هم همان حکایت همیشگی.. - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:13
دور و برم، مرگ، فراوان می زند.. نگرانم. پیش تر ها مادر ذکری برای این مواقع یادم داده بود اما نه ایمان درستی دارم و نه دل دردمندی... نگرانم... نگران... سردم..
ما همچنان در اول صف تو مانده ایم!! - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 19:13
اینکه صف آزارم می دهد کم الکی نیست..هرچند صفِ بماهو صف خوب است و با منطق سازگار اما جوانب این پدیده، ویرانگرِ روح و روان و جسم و توانِ حداقل ،شخص نیمه حقیقی حقیر است! تحمل پرت و پلا های جلوعقبی ها ، زنبیل گذاشتن خواهر برادر های عزیز و حتی اینکه آقا باور کنید من به فلانی سپرده بودم اما الان نمیبینمش ...
انگار تیربارون شدم. لب سد کرج! - تاریخ: 1395/10/18 ساعت: 6:35
که اسکلِ* علاف و تازگی ها آویزون..خب این بن بست یک شکست عشقی و چسناله های رایج این ادبیات خوان های ترم یک دویی نیست! منجلاب نیست و پایانگه** و سراب نیست و خبر مرگم خوشی زیر دل کسی نزده که سفره دل و جگر سوخته پهن کنم. فریادِ کبودِ خفیف م را کلمه می کنم و کشاورز را با بمرانی می خوانم که تو نه مثل آفتا...
خوش بو تر از نارنگی - تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 20:44
یک. فخ فخ کنان بیدار که می شوم نارنگیِ از دیشب کنارم کنار پوست موز و پرتقال، و لیموشیرینِ دست نخورده مانده را پوست می کنم؛ تا قرص ساعت هفت صبحم را ببرد پایین. پوستش را هم میگیرم دستم تا همراه نگاه کردن به برفی که روی خرمالو ها نشسته بو کنم و بعد هم که، به به چه صبح دل انگیزی و چه خوب، دیشب بینوایان ...
کاسِت! - تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 20:44
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.
روز دان"عشق"جو.. - تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 20:44
به من گل ندادند امروز اما پیرمرد سلف جواب " ماااوهی! " گفتنم را با " خودت ماهی! " داد.
بی بهانه - تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 20:44
که بی بهانه ترینی.حق...
آمده از ناکجاها.. - تاریخ: 1395/9/9 ساعت: 1:11
بازتاب سکوت دریاها پرتوی از عروج رویاها تو به تو رازی از جنون لبریز پا به پای تمام لیلاها آسمان را نظاره باید کرد تا سحر...تا به گاه فرداها... کشف راز نگاه او از دور با به اما،اگر؛ به آیا ها... سر به سجاده ی نگاهت ماند پاک تر معبد معماها.. رو به تو...ذره ای سکوتم من ای تو زیبا ترینِ نجواها.. دست از ...
پیشکش... - تاریخ: 1395/9/9 ساعت: 1:11
فریاد تو آهی ست به چاه افتاده آه تو، نگاهی که به ماه افتاده افسوس دلت، چشمه هستی، خون شد. هم راه تو...هیهات... به راه افتاده.. نیمه شب چهاردهم صفر، قبل اولین مواجهه با آستان شاه نجف.
تلک شقشقت - تاریخ: 1395/8/8 ساعت: 16:23
قلب شدید را الآن میفهمم. خلاف تصورم، جوری ست که قلبت، دیر به دیر می تپد. آنقدر دیر که بعد از هر تپش، خون لخته میشود. توده ای سرخِ سیاه دور قلبت را میگیرد و با هر تپش ویران میشود. با هر تپش، قلبت، تیر می کشد. با هر تپش، ویران می شوی...مثل خوابی که با آب سردی، ازآن بیدار میشوی؛ مرده ای هستی که با درد ...
تو مَردی؟هوی!مُردی؟!! - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 3:41
مِیلی به دیدار دوستان قدیمی اش نداشت. شاید عاشق شده؟ نه؟!
باور نمی کند دل من مرگ خویش را... - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 18:53
در من چه وعده هاست...در من چه هجر هاست... سیاوش کسرایی
رویایی... - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 18:52
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False">
از راه های رسیدن به رستگاری - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 18:52
,Lili Easy az a kiss, we'll find an answer
رخ ش: والقمر موی او: واللیل... - تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 6:33
موهاش را از وسط باز کرده، دارد گل سر میزند. روسری ای همرنگ موها و چشم هاش سر می کند. گره شل و وِلی میزند و چادرسیاه ساده ای را از منتهای کمد لباس هایش پیدا می کند و بیرون می کشد تا ظهر تاسوعا برود بازار، تماشای دسته ها! اهل ماتیک و خط چشم هم نیست که رویش را، قرص ماهش را، سیاه کند و سرخ ترین لب هاش ر...
تصویری از آخرین غزل... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
با امیدی که بود...و دیگر نیست.
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند؟؟ - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
مسیری را هم که اشتباه آمده باشی هزینه اش را که دادی برمیگردی خب. برمیگردم پست های آذر نود و سه اش را از اول می خوانم. و باقی آذر هارا... تولد ها را،فوت ها را هم.
بی یا با، یا بی مهابا - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
همه چیز از "تو" شروع شد.همه چیز با تو شروع شد اما...

برچسب‌های محبوب

يا بي با بي