این شب ها... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
از کاک میرشکاک: همیشه بیم داشتم که گر ز پا در افکند زمانه ام به دشمنی ز خاک بر نداری امز خاک برنداشتی... نمانده جای آشتی...چه بیهدست این که سر، به شانه میگذاری ام...
جاده فرسود چشم انتظارم... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
دهه سوم اولین دهه ای می شود که دیگر ممیز شده ای، درک میکنی ورود به دوره جدید را. تازه شروع میکنی به آنچه گذشتِ بیست تای قبلی. همه جا هم همین است. مثلا محرم. دهه ی سوم ش شور ندارد. روضه دارد و حضور. تازه سرعت گذر ده روز اول را میبینی و گیجِ گذشته و گذار ده تای دوم میشوی! چشم انتظاری تا اربعین برسد، ت...
من ضریح چشم هایت را زیارت کرده ام... - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
برسد خدمت جناب جوگندمی مجعد! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
یک علیرضا خمسه اگر بود، امشب که نه، شاید تمام این شب های بی حوصلگی و سگ اخلاقی جور دیگری سر میشدند. الآنش نه ها... همان علیرضای خمسه ی فیلم های قدیمی ای که تلوزیون زمان های بی برنامگی اش پخش میکند؛ همان ها...که خمسه لبخند دراز و طولانی دارد و چشمان گرد و دماغ تیز و باریک؛ همان ها! موهای کوتاه مجعدیش...
شب های روشن - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:49
+ شما اصلا هیچوقت....؟- [سریع و قاطع] نه اصلا هیچوقت.
معانی و بیان! - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:48
استاد بیتی میخواند که میخواهم نگهش دارم. سه کلمه ی اول را که نوشتم تازه میفهمم "راه را اشتباه آمده ام" رفته ام توی تو دو لیست ها...! وقت عجیب خوش شد! دیدار یار غایب. مربع سفید،مشتاق و منتظر پی نوشت: خاله زنک شد. اما خب، شد! خوب شد!

برچسب‌های محبوب

يا بي با بي